آهنگ جدید و فوق العاده! زیبای معین ( طلوع من )
گر همسفر عشق شدی مرد سفر باش هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش

دهانت را می بویند
مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می بویند
روزگار غریبی است نازنین!
و عشق را
کنار تیرک راهبند
تازیانه می زنند
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
در این بن بست کج و پیچ سرما
آتش را
به سوختبار سرود و شعر
فروزان می دارند
به اندیشیدن خطر نکن
روزگار غریبی است نازنین
آنکه بر در می کوبد شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
آنک قصابانند
برگذرگاهها مستقر
با کنده و ساطوری خونالود
روزگار غریبی است نازنین
و تبسم را برلبها جراحی می کنند
و ترانه را بردهان
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد
کباب قناری
بر آتش سوسن و یاس
روزگار غریبی است نازنین
ابلیس پیروزمست
سورعزای مارا برسفره نشسته است
خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد
موزیک ویدیو شهاب بخارایی به نام تقدیر
موزیک ویدیو فرامرز آصف به نام جای خالی
موزیک ویدیو جدید از پدرام . آرشام به نام چرا مشکی !
موزیک ویدیو جدید از بهنام علمشاهی به نام واسه من
موزیک ویدیو جدید از نگار بنامه : یه کمی منو دوستم داشته باش
موزیک ویدیو جدید از اندی و آرمن :sers kez lini :
موزیک ویدیو جدید از حمید پیروز نیا بنامه : بچه های خیابون :
موزیک ویدیو جدید از حمید و آرمین بنامه : ریتم عشق :
اینم یه آهنگ جدید با ۲ کیفیت از محسن یگانه
با ۲ کیفیت ۶۴ و ۱۲۸
موزیک ویدیو جدید محمد بنام لحظه < دانلود >
موزیک ویدیو جدید شهریار بنام ناجی < دانلود >
موزیک ویدیو جدید هوتن که روی سر به هوای شهره لب زده < دانلود >
موزیک ویدیو جدید معین بنام خوشبینی < دانلود >
موزیک ویدیو جدید فرشید امین بنام دختر آریایی < دانلود >
موزیک ویدیو جدید قیصر بنام بارون < دانلود >
دوستم داشته باش / بادها دلتنگند ، دستها بیهوده ، چشم ها بی رنگ اند
دوستم داشته باش / شهرها می لرزند، برگ ها می سوزند ، یادها می گندند
دوستم داشته باش / سیب ها خشکیده ، یاس ها پوسیده ، شیر هم ترسیده
دوستم داشته باش / عطرها در راهند ، دوستت دارم ها ؛ آه ، چه کوتاهند
دوستت خواهم داشت ؛ بیشتر از باران ، گرم تر از لبخند ، داغ چون تابستان
دوستت خواهم شد ؛ شادتر خواهم شد، ناب تر، روشن تر ، بارور خواهم شد
دوستم داشته باش / برگ را باور کن، آفتابی تر شو ، باغ را از بر کن
خواب دیدم / در خواب ، آب ، آبی تر بود . / روز پرسوز نبود / زخم ، شرم آور بود .
خواب دیدم در تو ، رود از تب می سوخت / نور گیسو می بافت / باغچه گل می دوخت .
دوستم داشته باش / عطرها در راهند ، دوستت دارم ها ؛ آه ... چه کوتاهند !!!


رنج هست ، مرگ هست ، اندوه جدايي هست ،
اما آرامش نيز هست ، شادي هست ، رقص هست ، خدا هست.
زندگي ، همچون رودي بزرگ ، جاودانه روان است.
زندگي همچون رودي بزرگ كه به دريا مي رود ،
دامان خدا را مي جويد .
خورشيد هنوز طلوع ميكند.
فانوس ستارگان هنوز از سقف شب آويخته است :
بهار مدام مي خرامد و دامن سبزش را بر زمين مي كشد :
امواج دريا ، آواز مي خوانند ،
بر ميخيزند و خود را در آغوش ساحل گم ميكنند.
گل ها باز مي شوند و جلوه مي كنند و مي رويند.
نيستي نيست.
هستي هست .
پايان نيست.
راه هست.
تولد هر كودك ، نشان آن است كه :
خدا هنوز از انسان نااميد نشده است.


تو چراغ یک ستاره توی شبهای کویری
واسه تشنه رسیدن چشمه آب زلالی
تو تبسم خدایی به روی قلب سیاهم
لحظه طلوع خورشید تو غروب قلب تارم
خط بوسه نسیمی تو کویر داغ غربت
سحر و جادوی خدایی توی برگه صداقت
آخرین بند امیدی توی چاه بی نشونی
فصل رفتن گناهی توی انبوه سیاهی
تو لطافت بهای واسه خزون قلبم
عطر گلهای شقایق تو جهنم نگاهم
تو شکستن طلسم قفل سنگین گناهی
تپش دوباره قلب موقع قطع امیدی
تو رهایی پرنده توی اوج آسمونی
لحظه دریا رو دیدن واسه ماهی کویری
تو ترانه خدایی واسه چشمای مستم
تو فرشته وصالی واسه قلب شکستم
تو شکفتن یه غنچه زیر بارون فراغی
شستن چشمای عاشق با ترنم وصالی
تویی شاهزاده قصه من گدای ناز چشمات
ساغر عشق خدایی من دیوونه شرابت
با تمون بی نشونی آدرس چشماتو حفظم
با تموم ظلمت دل غرق خورشید نگاتم
سر در قلبم نوشتم هیچ کسی رو راه نمیدم
آخه تا چشماتو دارم عاشق کسی نمیشم
همه دنیا بدونن مست چشماشون نمیشم
تا خدا خدای دنیاست عاشق چشمات میمونم

آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم،دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟. بسوی کدام قبله نماز می گزاری که دیگران نگزارده اند
کسی که طعم واقعی تنها بودن را نچشیده باشد از عشق هیچ نمی داند

|



هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود
هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود
از دماغ من سرگشته خیال دهنت
بجفای فلک و غصّه دوران نرود
در ازل بست دلم با سر زلفت پیوند
تا ابد سرنکشد وز سر پیمان نرود
هر چه جز بار غمت بر دل مسکین منست
برود از دل من وز دل من آن نرود
"آنچنان مهر توام در دل و جان جای گرفت
که اگر سر برود از دل و از جان نرود

